صدر الدين علي بن ناصر الحسيني ( مترجم : رمضان على روح الهى )
95
زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى )
نمايان شد . « 1 » آنگاه ملك شهاب الدوله تكش به بارگاه آمد و پيمان و ميثاق استوار كرد . سلطان هم به رى بازگشت و آهنگ شام كرد و تركان به انطاكيه درآمدند . « 2 » وقتى سلطان به سرزمين ارّان و ابخاز رسيد ، فرستادهء شاه روم بيامد ، با اموالى پشت گنجوران از آن فرسوده و ديوانيان از حسابش نياسوده ، « 3 » و سپس سلطان به شهرستان حلب بازگشت . اين زمان ملك شهاب الدوله تكش به خوارى دچار آمد و شيطان فريبش داد تا بر اسب سركشى نشيند و بر دوش دشمنى رود . سلطان هم مسافت ميان حلب و نيشابور را ده روزه پيمود ، چندانكه تنها صد سوار با او ماندند . ملك شهاب الدوله تكش در دژ ترمذ پناه گرفت اما سلطان او را به زير كشيد و خداوند خود شرّ او
--> ( 1 ) . خاقان شمس الملك در محرم سال 473 ه جانسپرد . رخدادهايى كه نويسنده در اينجا از آنها سخن مىكند ، در راوندى ( 201 ) در سال 471 ه مىآيد . سلطان ملكشاه سپاهيان قراخانى را در نخشب شكست داد و سپس سمرقند را در حصار گرفت و خاقان را وادار به تسليم كرد . او را به اصفهان بردند و در آنجا ملكشاه از او درگذشت و به وى اجازه داد كه به سمرقند بازگردد . كبودجامه ناحيهاى است در شرق استرآباد . نخشب ، از شهرهاى ماوراء النهر ، و در ميانهء جيحون و سمرقند است . با سمرقند سه منزل فاصله دارد ( 5 / 276 ) . ( 2 ) . در ماتيوس اورفاتيس ( 161 ) اينسان است كه انطاكيه را سلجوقيان به سال 533 ( برحسب تقويم ارمنى ) ( 1085 - 1084 م / 477 ه ) گرفتند و سليمان بن قتلمش ( 1085 - 1074 م ) بر آن دست يافت . انطاكيه از سال 358 ه زير فرمان بيزانسيان بود . در ابن اثير ( 10 / 74 ) اين گونه است كه سليمان اين شهر را در شعبان سال 358 ه گرفت و « مردم شهر با او نبرد كردند و او هربار آنها را شكست داد و بسيارى از آنها را كشت . پس از چندى از آنان درگذشت و دژ معروف به قسيسان را گرفت و بىشمار اموال بهدست آورد و با رعايا نيكى و داد نمود و به آبادانى ويرانهها فرمان داد » . نيز نك . به : سيوطى ( 424 ) . در قلانسى ( 117 ) انطاكيه در 11 شعبان سال 477 ه تصرّف شد . سليمان بن قتلمش با تصرف انطاكيه بيزانسيان را از واپسين سنگر ايشان در خاوران محروم كرد . اوسبينسكى 107 . ( 3 ) . وقتى امپراتور رومانوس ديوجانوس به اسارت آمد ، به سلطان الب ارسلان پيشنهاد كرد كه سالانه 360 هزار دينار ، افزون بر خونبهاى خودش كه به يكونيم ميليون دينار مىرسيد ، به سلجوقيان بپردازد و بخش بزرگى از آناتولى را بهعنوان گروى آن بدهد . با اين همه ، به گفتهء اوسبينسكى ، جانشينان رومانوس ديوجانوس خود را به اجراى اين توافق پايبند نديدند . مورخ بيزانسى ، سكيلتيسا ، مىنويسد : « از آنجا كه توافق منعقد شده با ديوجانوس به اجرا درنيامد ، تركان . . . با همهء سلاحهاشان از ايران آمدند و با هيچ مقاومتى روبرو نشدند و به مناطق رومى تاختند و آنها را تاراج كردند . آنان مانند گذشته تنها به يورشى و شتابان بازگشتى بسنده نكردند ، بلكه با هدف تصرف هميشگى شهرها بر آنها دست انداختند . از آن هنگام ، تركان با آزادى تمام همهساله غزوههايى به مناطق خاورى ترتيب مىدادند و تاراج مىكردند و ويران مىنمودند » . به سال 1077 م سلطنت سلجوقيان در آسياى صغير بنياد شد و خاندان قتلمش بر آن فرمان راند . بندارى ( 56 ) مىگويد كه سلجوقيان در زمان حكومت ملكشاه به سوريه و انطاكيه و پيرامون قسطنطنيه رسيدند و ملكشاه بر اين مناطق سه ميليون دينار ماليات بست كه يكسره به خزانهء سلطان مىرفت .